الشيخ محمد الصادقي الطهراني
11
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مقدمه الحمدللَّه رب العالمين و افضل الصلاة و السلام على خاتم المرسلين و سيّد النبيين و افضل الخلق اجمعين محمدٍ صلىاللَّه عليه و على آله الطيّبين الطاهرين المعصومين المكرمين و السلام علينا و على عباداللَّه الصالحين . اين دفتر شامل احكام عامالبلوايى است كه مورد نياز عموم مكلفان مىباشد و از طرفى هم مورد اختلاف نظر فقيهان است ، و در اين صفحات - كه بهروى عموم علاقهمندان بهفقه و فقاهت قرآنى گشوده مىشود - تنها بر محور [ قرآن كريم ] و در حاشيهى آن سنت قطعيه پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله و سلم « 1 » و ائمهى اطهار عليها السلام با اشارتى بهدليل
--> ( 1 ) - با توجه بهاين حقيقت كه سنت هم مستفاد رسالتى و خلافتى معصومانه از قرآن است ، چنانكه آياتى مانند : وَاتُل و ما أوحِىَ الَيْك مِنْ كتاب ربِّك لامُبدَّلِ لِكَلِماتِه وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِه مُلْتَحَداً ( سورهى كهف ، آيهى 27 ) آنچه از كتاب پروردگارت بسويت وحى شد بخوان هيچ تبديل كنندهايى براى آن [ قرآن كريم ] نيست و هرگز بهجز آن پناهگاهى - وحيانى - نتوانى يافت ، كه « لن » : هرگز ، دريافت رسالتى غير قرآنى رسول گرامى را محال مىداند ، براين مبنى هرگز هيچگونه وحى رسالتى براى حضرتش جز با رجوع بهقرآن امكان نداشته ، چنانكه در ( آيهى 22 ، سورهى جنّ ) نيز پناهگاهى ربانى و الهى جز خداى يكتا را براى حضرتش محال دانسته است ، روى اين اصل مرجع آن حضرت و ملجأش در احكامى كه از دلالت وضعى و لغوى قرآن خارج است تنها حروف مقطعه و رمزى قرآن بوده و بس . پس برمبناى آيهى مباركهى 27 سورهى كهف ، مسلمانان نيز بهپيروى از وحى الهى بهپيامبر گرامى اسلام هيچ مرجع و پناهگاهِ وحيانى بهطريق اولى بهجز قرآن نمىتوانند داشته باشند . و نيز طبق احاديث متعددى فوق حد تواتر از پيامبر و ائمهى معصومين عليها السلام آن بزرگواران مؤكداً وجوب عرضهى روايات بر قرآن را بهمسلمين امر فرمودهاند . در نتيجه اگر حديثى ، متواتر هم باشد در صورت مخالفت با نصّ و يا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است ، حتى اگر حكمى ضرورتى اسلامى هم پيدا كرده باشد باز هم نيازمند بهاصل قرآنى است ، مگر اينكه [ قرآن كريم ] نفى و يا اثباتى درباره آن نداشته باشد كه از باب ( اطيعواالرّسول ) پذيرفته است ، چنانچه اگر امامان معصوم عليها السلام هم مؤيّد چنان ضرورتى باشند تصديق مىشود ، البته از باب ( و أولى الأمر منكم ) . و روايات قطعى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آيات قرآن است ، كه آيهى ( 27 سورهى كهف ) منشأ همهى احكام را از قرآن مىداند و بس ؛ در نتيجه سنّت ، وحيى برگرفته از قرآن است . نكتهى لازم بهتذكر در اينجا اين است كه اگرچه پيروان روش فوق در شناخت اسلام ، اقليت مسلمين را تشكيل مىدهند و متأسفانه در مقابل مخالفت گستردهى اكثريت حوزويان واقع شدهاند ولى تنها همين گروه اندك ( فئةٍ قليلة ) بهشناخت صحيح اسلام نائل شدهاند و هماينان شيعيان حقيقى اهلالبيت عليها السلام هستند